نفاق در بیت آیت الله منتظری

درخصوص سیدمهدی هاشمی سخن بسیار گفته شده و همانگونه که استحضار دارید وی محاکمه و به دار مجازات سپرده شد.اما در این میان برخی اعترافات نامبرده و برخورد حضرت امام خمینی (قدس سره) با توجه به حمایت شخصیتی همچون آقای منتظری که در آن زمان هنوز قائم مقام رهبری بود ، میتواند درس آموز باشد برای ما.

حضرت امام(ره) در نامه ای به آقای منتظری چنین می نویسند:

"... این خطر بسیار مهم از ناحیه انتساب آقای سیدمهدی هاشمی است به شما . ... آنچه مسلم است و در آن پافشاری دارم رسیدگی به وضعیت و موارد اتهام اوست . رسیدگی به خانه تیمی و انباشتن اسلحه با پول ملت ...

... آنچه از شما می خواهم در رتبه اول پیشنهاد مستقیم شما به دخالت وزارت اطلاعات و رسیدگی به این امور است و اگر برای شما محذور دارد به طوری که تکلیف شرعی از شما ساقط است ، سکوت است . حتی در محافل خصوصی دفاع از یک همچو شخصی که خطر برای حیثیت شما است و احتمال فساد و خونریزی بی گناهان است سم قاتل است .

... من تاکید می کنم که شما دامن خود را از ارتباط با سیدمهدی پاک کنید که این راه بهتر است و الا هیچ عکس العملی در رسیدگی به امر از خود نشان ندهید که رسیدگی به امر جنایات مورد اتهام ، حتمی است . " - بخشی از نامه حضرت امام خمینی (ره) به آقای منتظری در تاریخ 12 مهرماه 1365

و اما آقای منتظری چه کردند؟ به جای عمل به نصیحت پدرانه استاد خود و التزام به اوامر ولی فقیه ، 5 روز بعد در پاسخ به حضرتشان ، نامه ای 9 صفحه ای بسیار تند نوشته و باز هم از مهدی هاشمی دفاع کرد .

و اما اعترافات مهدی هاشمی نیز قابل  تامل است :

وی در باره خصوصیات خود می گوید:

"خصلتهای شیطانی مانند قدرت طلبی که نتیجه غرور و عجب بود و خودمحوری و استبداد فکری ، ریا ، تکبر ، خودبزرگ بینی مرا احاطه کرده بود و منشاء بسیاری از برخوردهای عملی ام در قتلها ، انباشتن اسلحه و مهمات و ... از این خصلتهای شیطانی سرچشمه گرفته بود . "

عناوین برخی اعترافات مهدی هاشمی از صفحه 1 تا 10 پرونده وی:

  1- اقرار به ساواکی بودن . 2- دعا به خانواده سلطنتی 3- دستور قتل جهان سلطان و مهدی زاده . 4- دستور قتل مرحوم شمس آبادی . 5- دستور قتل صفرزاده . 6- دستور قتل مهندس بحرینیان . 7- دستور اختفای مقادیر قابل توجهی اسلحه ، مهمات و مواد منفجره . 8- جعل و نشر اوراقی به نام طلاب و فضلای افغانی علیه وزارت خارجه ایران . 9- جعل اسناد دولتی . 10- دستور قتل عباسقلی حشمت و دو فرزندش .

واما اعترافات سیدمهدی در خصوص برادرش هم خواندنی ست . وی در خصوص ارتباط هادی هاشمی با منافقین چنین می نویسد:

"در ذهنیت آقا هادی مسایلی پیش آمده بود که ما هم تأیید ضمنی می کردیم که باید یک سلسله ارتباطاتی ولو اینکه مثلا ضعیف هم باشد به عنوان کانال یدکی با نیروهای خارج از کشور داشته باشیم ...

آقا هادی با طلبه ای به نام "ارمی" –از منافقین- ارتباط داشت و مسایل را با هم هماهنگ می کردند .ازکانال همین طلبه به آقا هادی گفته شده بود که جناحی از سازمان مجاهدین خلق است که نسبت به آقای منتظری ملایمتر فکر می کنند . و کلا این جناح و این خط واین طیف بود که آقا هادی معتقد شده بود با این کانال مرتبط باشد .و آقا هادی می گفت سازمان مجاهدین خلق ]منافقین[ بر این رژیم (جمهوری اسلامی) ارجحیت دارد."

و البته افکار ضد انقلابی داماد آقای منتظری به همین جا ختم نمی شود . مهدی در بخش دیگری از اعترافات خود می گوید:

"راجع به افکار آقا هادی هم البته من یک سری مسایل کم گفتم . روی مسئله حضرت امام و انتظار مرگ حضرت امام ، خب آقا هادی مسایل زیادی می گفت . یعنی از من خیلی داغ تر بود .در اینکه حضرت امام همین چندروز ها زبانم لال ، اون می گفت : انشاءالله همین چند روز خواهند مرد و مسئله حل می شود ."

در پایان ضمن تشکر از توجه و حوصله ی شما ، از خداوند متعال عاقبت به خیری برای خود و جمیع مومنین خواستاریم.

/ 0 نظر / 38 بازدید