دلنوشته : اگه دلتنگی مث من بسم الله!

چقدر دلم برا زیارت شهدای گمنام مظلوم،خفته در مصلی! تنگ شده.دلم راضی نمی شه پا روی خاک و توی سازه کمتر از نیم ساخته مصلی بذارم. با خودم که درگیر نیستم ولی فکر می کنم با بعضیا سر لج افتادم دیگه.به سلامی از پس حفاظ و حصارها بسنده می کنم.هر چند اونا که در بند حصار و قفس و... نیستن،پیش خدا رزق بهشتی می خورن و از گرفت و گیر دنیایی ما خنده شون می گیره... .

چقدر دلم برا نماز جمعه شهرم تنگ شده! دلم راضی نمی شه رو قبر شهدا بشینم و نمازی بخونم که با شروعش ،ذهن خلاقم از گلایه مادر پیر شهید تا ...(قرار نیست سیاسیش کنم) طی الارض و السماء می کنه!و "السلام علیکم و رحمة الله" پایان طی الارض نه نمازمِ!! به زیارت شهدا بسنده می کنم .هرچند گلزار رو با تابلوی عکس ایستاده شهدا سر مزارشون بیشتر دوست داشتم!با نخل و گل های سر قبر شهدا...بیشتر بوی جبهه و عطر شهید و شهادت داشت(البته با مسقف بودنش مخالفتی ندارم ولی از این عکسای یکدست تراشیده شده روی سنگا خوشم نمیاد)البته بد هم نشد این گلزار با طرح جدید،مصلایی شده برا خودش!!!

 جالب نیست دلتنگی های ما هر دو جا با شهدا و مصلی و گلزار شهدا و مصلای موقت وبعضیا گره خورده!حکمت حضور رد پای شهدا توی مصلا و مصلی توی گلزار شهدا رو کاش می فهمیدم!!!

/ 6 نظر / 14 بازدید
دعا گوی شما

بسم الله! چقدر سخته وقتی هم دل تنگ میشه وهم راه گلو به خاطر بغضی که راهش رو گرفته!انگار همونایی که ادامه ی راه شهدا رو دارن میبندن راه گلوی منم بستن!دلم برای نماز عید فطر های شهرم /برای شهدای شهرم/برای نماز جمعه ی شهرم/برای شنیدن صدایم بوسیله ی مسئولین شهرم.../دلم تنگ شده! رفقا بیاین هر کی دلش از این جنس تنگ شده یه کاری کنیم وگرنه حالا حالاها باید یا نریم نماز عید فطر یا باید تو مجتمع تجاری نور که برادران صخره سازان ساختن نماز بخونیم!

رهگذر

ای داد بی داد

بسیار خوش بین

خوب برو مگه کسی جلوتون رو گرفته خطیب به این گلی فضا به این خنکی مهر به این تمییزی فرشا به این با حالی دیگه چی می خواین آخه واه واه بلا بدور مامانم اینااا

دعا گوی شما

امروز میخوام از یه خاطره ی قدیمی حرف بزنم تا به عمل برسونیمش همه ی ما در ذهن خود خاطراتی از کودکی مان هست که بر میگردد به دهه ی 60وان هم اشعار ومتنهای کوتاهی است که از بس از روی دیوار های شهر وروستایمان میخواندیم دیگر ملکه ی ذهنمان شده بود.شهید قلب تاریخ است/خدایا خدایا تا انقلاب مهدی.../شهید نظر میکند .../وکم کم که بزرگ میشدیم بی انکه به مابگویند میفهمیدیم شهید وشهادت وامام ورهبر وانقلاب چه قداستی دارند!یادش بخیر!اماامروز دیگر این خاطرات در ذهن کودکان مارنگ وبویی ندارند!واینها نیست مگر از بی مسئولیتی وکم کاری مسئولین فرهنگی جامعه که خواسته یا نا خواسته دران سهیم اند!به خاطر همین در قالب پیشنهادیبه این افراد-اعم از هیئتهای مذهبی/شهرداری/مساجد/پایگاههای بسیج محلات وهر کسی که کاری از دستش بر میاید کمک میطلبم .که بخشی از بودجه ی فرهنگی که به انها تعلق میگیرد اگر زحمتی نیست!در کنار رنگ امیزی گل وبوته های دیواری که زیبا هم هست به دیوار نویسی ارزشی و مذهبی اختصاص بدهند قطعا در حفظ روحیه دینی جامعه موثر خواهد بود!هر کس میتواند از خانه اش شروع کند بسم الله.

ساقی

جانا سخن از زبان ما میگویی... جالبه چندروز پیش منم به یکی از رفقا میگفتم دلم واسه نمازجمعه، واسه شهدا واسه شنیدن یه خبر خوب راجع به بعضیا...خیلی تنگ شده

بنده نیستم آزاده ام

آه نهان در نهاد را هویدا می کنی هر دم .